
همیشه آرزو داشتم به تو بگویم لا لائی خس خس سینه ات چقدر برایم آرام بخش است همیشه آرزو داشتم جای دست و پائی که برای امنیت و آسا یش من داده ای باشم . همیشه آرزو داشتم … ولی هیچ وقت نتوانستم ، حالا هرچه آرزو دارم را برایت مینویسم … پدرحکایت کن ازخمپاره های که من خواب بودم افتاد. از گونه های که من خواب بودم وتر شد. بگو چند پرستو ازپشت خاکریزها پرکشیدن … (جانبازان پدران شرفت وغیرت ما هستن….. پایگاه فرهنگی دیار رنج به منظور بزرگداشت مقام والای جانباز میلاد ابوالفضل العباس تا هفته دفاع مقدس جشنواره بزرگ ادبی ؛ بهترین نامه به پدر جانبازم را برگزار میکند برای دریافت توضیحات بیشتر لطفا کلیک کنید |