روزنوشت های جانبازی

روزگار شاهزاده GEM TV روزگار شاهزاده GEM TV
و ۱۰۰ عنوان  سریال کره ای دیگر
تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران
طراحی سایت
طراحی و بهینه سازی سایت
ثبت دامنه و هاست لینوکس
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
جمعه 24 مهر ماه سال 1388


اظهارات جدید و عجیب تر کلهر


اعتقادات رزمندگان اسلامی اما فرهنگشان متفاوت بود !


لب کلام من این بود که تفکر و باور جوانان در زمان انقلاب و جنگ و به ویژه در اوایل دفاع مقدس ، "اسلامی و انقلابی" بود ولی شیوه و روش آنها یعنی فرهنگ ظلم ستیزی شان متفاوت بود


اظهارات جدید کلهر در حالی است که باید بگوید اینکه شیوه ظلم ستیزی رزمندگان دوران دفاع مقدس اسلامی نبوده یعنی چه ؟ آیا جانبازی رزمندگان دوان دفاع مقدس در همه این دوران هشت ساله مظلومانه و تحت تأثیر قیام عاشورا نبود ؟ رزمندگان از کدام شیوه ظلم ستیزانه ای استفاده کرده اند که اسلامی نبوده است ؟ وقتی یک رزمنده خودش را روی سیم خاردار می اندازد تا دیگران از روی رد شوند و عملیات را به سرانجام برسانند و خودش بیش از دو دهه هست که روی ویلچر زندگی اش را می گذراند این چه ارتباطی با فیلم های وسترن دارد ؟ آیا غیر از این است که این رفتار تحت تأثیر جانبازی های حضرت ابوالفضل (ع) و دیگر یاران امام حسین (ع) بوده است ؟ اساساً اگر اینگونه که آقای کلهر می گوید شیوه ها اسلامی نبوده پس چرا روز ولادت امام حسین (ع) را روز پاسدار نامیده ایم ؟ چرا روز ولادت حضرت عباس (ع) را روز جانباز نامیده ایم ؟


متن کامل این گزارش در ادامه مطلب




برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
چهارشنبه 22 مهر ماه سال 1388

خبرگزاری فارس: می‌گوید «پنجشنبه‌ها می‌خواهم به حرم امام (ره) و بر سر مزار همسنگرانم بروم تا قلبم تسکین یابد اما نمی‌توانم؛ نه این که نمی‌خواهم، آخر چگونه با این ویلچر می‌توانم به تنهایی در این شهر تردد کنم».  

 

به گزارش خبرنگار ایثار و شهادت باشگاه خبری فارس «توانا»، مناسب‌سازی محیط شهری برای داشتن زندگی آرام و بی‌دغدغه همراه با رضایتمندی تمام اقشار جامعه از امکانات شهری از جمله مواردی است که به صورت یک استاندارد بین‌المللی، در تمام کشورهای دنیا سابقه بسیار طولانی دارد، به طوری که سازمان ملل سال‌های بین 1983 تا 1993 را دهه معلولان نامید.
در کشور ما با وجود آن که درصد قابل توجهی از جمعیت جامعه را افراد جانباز و معلول تشکیل می‌دهند اما مسئله توانبخشی جانبازان و معلولان در مناسب‌سازی محیط شهری، مسئله‌ای تازه و در عین حال رو به رشد است 

 

برای خواندن ادامه مطلب اینجا کلیک کنید 

چهارشنبه 15 مهر ماه سال 1388


چند روز پیش سرو کارم با شهرداری مرکز در خیابان بهشت افتاد به دنبال جای پارک میگشتم در خیابان های اصلی توقف مطلقا ممنوع بود و در تمام کوچه ها  و خیابانهای فرعی ماشین پارک بود به ناچار به پارگینگ ساختمان مراجعه کردم نگهبان با این استدلال این جای پارک از ما بهتران مدیران و مسئولین است راه نداد به سمت دیگر شهرداری رفتم پارگینگ کارمندان؛با استدلال نگهبان که اصلا جا نداریم دوباره راهی کوچه ها و خیابان های فرعی حوالی شهرداری شده و پس از چندین بار گشت زدن زورچپان جایی برای پارک ماشین یافتم.


با ویلچیربه ساختمان شورای شهر رفتم برای یک پله شیبی زده بودند که هم در بالا رفتن خطر سقوط بود و هم در پایین آمدن؛ بعد که خواستم درب بزرگ شورای شهر را باز کنم نتوانستم یاد جوانی افتادم «که جوانی کجایی که یادت بخیر» – البته اگر در ایام جوانی نیز این درب با عظمت در اینجا بود از عهده اش بر نمی آمدم –منتظر ماندم تا فردی رسید و درب را برایم گشود.

پس از آن عازم ساختمان شهرداری شدم شیبی تند و دراز که با کمک فرد محترمی از آن بالا رفتم و در برگشت بدلیل وجود لبه لبه دار بودن سنگهای سطح شیب -   که بزعم سازندگانش برای سر نخوردن ما ساخته شده - با ترس و لرز از کله پا شدن آهسته آهسته پایین آمدم.


جلوی ساختمان شهرداری در حالیکه به این ساختمانهای باعظمت نگاه می کردم فکر می کردم چرا بحث مناسب سازی در کشور ما درست حسابی پا نمی گیرد و جایی هم که بزعم آقایان مناسب سازی شده قابل استفاده برای ما نیست.



مدتهاست بحث مناسب سازی اماکن عمومی در دستور کار مسئولین و متولیان امر قرار گرفته است و در این رابطه  شهرداری بعنوان متولی اصلی این مهم با تشکیل ستاد "مناسب سازی سازه های شهری" باتصویب بخشنامه ای به تمامی مناطق و نواحی تهران بزرگ ابلاغ کرده است تا پایان دی ماه امسال تمامی بوستان ها؛ پیاده راهها ؛ پیاده روها و بانکها را مناسب سازی کنند.

 

این بخشنامه ها و دستورالعمل ها یکی از پس از دیگری صادر می شود و مسئولین محترم می توانند در مصاحبه ها و آمارهایی که ارائه می کنند کوهی از این  بخشنامه و دستورالعمل های روی کاغذ را ارائه دهند که ما اینچنین کرده ایم و آنچنان کردیم و اما معلولین جامعه همچنان در جدال با سازه های نامناسب شهری از دسترسی حق و حقوق اجتماعی خود باز مانده اند.

 

اما چرا چنین است چرا علی رغم وجود دستورالعمل کاری دقیق و مناسبی که در رابطه تهیه شده و علی رغم اینکه سالهاست در رابطه با مناسب سازی قانون و آیین نامه های فراوان صادره شده ما نشانی از مناسب سازی نمی بینم و در جاهایی که ظاهرا برای استفاده معلولین جسمی و حرکتی شیبی زده شده و مناسب سازی شده هیچ معلول و جانباز ویلچیری نمی تواند از آن استفاده کنند

 

اولین دلیل اش اینست که مسئولین محترم به این امر بعنوان یک کار سمیلیک  و نمایشی می نگردند لذا بدنبال سمبل کاری و سرهم بندی هستند.

دوم الناس علی دین ملوکم –  به عبارت دیگر زیردستان به بالادستان نگاه می کنند

اگر مسئولین محترم و سازمانهای تحت امر آنان خود بحث مناسب سازی را جدی بگیرند و اقدام کنند می توان انتظار داشت در پایین دست نیز این مهم اجرایی شود

 

وقتی که شهرداری مرکز در خیابان بهشت – با وجود وجود فضای کافی – شیبی تند زده اند که معلولین و جانبازان بدون کمک نمی توانند از آن استفاده کنند

وقتی که ساختمان شورای شهر با اینکه یک پله بیشتر ندارد شیبی تند زده اند و درب بزرگ و سنگین آنرا معلول و جانباز ویلچر نشین بسختی باز می کند.

وضع بر همین منوال که هست باقی می ماند

 

معلوم است که دستورالعمل مناسب سازی تمامی معابر شهری  تا پایان دیماه امسال به امری فانتزی  و غیر واقعی بدل میشود

 

آیا بهتر نیست شهرداری مناسب سازی را از خود شروع کند و ساختمان شورای شهر و شهرداری مرکز نمونه عالی این مناسب سازی باشند


اتأمرون الناس بالبر و تنسون انفسکم


توبه فرمایان چرا خود توبه کمتر می کنند.



چهارشنبه 15 مهر ماه سال 1388

این مطلب برگرفته از وبلاگ حادثه صبح چهاردهم متعلق به دوست جانبازم مهدی سامع می باشد


بدون شک فداکاری و از خود گذشتگی بسیاری از افراد جامعه ی ما در دوران جنگ تحمیلی بر کسی پوشیده نیست. افرادی که در سنین مختلف پیر و جوان، زن و مرد، شیعه و سنی و دیگر اقلیت های مذهبی از فارس، ترک، کرد، لر و بلوچ که از آب و خاک و کیان این کشور به خوبی دفاع نمودند. به پاس رشادت و فداکاری، شهادت و از خود گذشتگی، اسارت و جانبازی طی هشت سال جنگ نابرابر، نام ایثارگر بر آنان حک شد. نامی که برگرفته و متأثر از مسیر جهاد و شهادت بود، و مسیری که با تأسی از فرهنگ و باورهای اسلامی و انقلابی بوجود آمد. آنان فرهنگ جهاد و شهادت را زنده کردند که بنیان گذار انقلاب اسلامی بر دست و بازوی آنان بوسه زد. حماسه عاشورا را بوجود اوردند که سفارش به عدم فراموشی آنان در پیچ و خم زندگی روزمره شدند. اما سرانجام و سرنوشت این فرهنگ (جهاد و شهادت) و بوجود آورندگان آن (ایثارگران) به کجا انجامیده است؟

عده ای فعالیت سیاسی خویش را به نام اینان و شاید هم به جای ایشان انتخاب نموده اند.(جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی)، یکی حماسه و نبرد آنان را نتیجه تربیت نظام می داند!؟ (بیژن زنگنه)، دیگری گوید: «جوانان تربیت شده فرهنگ اسلامی شما نیستند، ظلم ستیزی این جوانان متاثر از فیلم های وسترن امریکایی و ایتالیایی است. 25 سال بعد جوان هایی را که با فرهنگ شما تربیت می شوند، خواهیم دید»!! (مهدی کلهر مشاور رسانه ای رئیس جمهور)، برخی از سرداران مزد ایثارگری را با ثروت اندوزی و کرسی های وزارت و ریاست گرفتند‍! و برخی در انزوا مظلومانه جان دادند! (شهید داوود کریمی و ...)، سردارانی الگوی بزرگ ایثار و شهادت شدند و خانه و همسر و فرزندشان مورد خشم و غضب! (شهیدان همت و برادران باکری و ...)، شهدایی الگوی ساده زیستی و مظلوم شهدا نام گرفتند و همسر و فرزندشان رد صلاحیت و یا دستگیر و زندانی! (شهیدان رجایی و بهشتی و ...)، ایثارگران هر یک صفحه ی تقویمی را مصادره کردند!، ستاد و سازمان و متولیانی پیدا نمود! مرکز رسیدگی به آنان نیز بارها و بارها جهت خدمات بیشتر و بهتر! تغییر می یابد و هر روز مدیران جدیدی را تجربه می کند! عده ای از رفتن و تغییر خوشحال و عده ای نیز تغییر و تحول را نشان خدمت رسانی نمی دانند. در راستای حفظ ارزش ها و خدمات به ایثارگران مجلس مشورتی تأسیس و نمایندگانی منصوب! و عده ای غافل از هر چیز خبرهایی می شنوند!. در فیلم و نوشته ها نیز فرهنگ ایثار و شهادت به همراه ایثارگران جایگاهی پیدا نمودند! همه مدعی حفظ و ترویج این فرهنگ اند! اگر چه هر یک متفاوت از دیگری، چرا که رزمنده ای در فیلم دیده بان عارف از آب در می آید! در عروسی خوبان تجمل و ثروت اندوزی از راه حرام را بر نمی تابد! در به نام پدر نقادانه و پرسش گرانه مورد بازخواست فرزند قرار می گیرد؟! مدعیان ارزشی نیز شخصیت رزمنده شجاع دیروز را به مجید سوزوکی لات تنزل می دهند و از سیل پول و ثروت بهره ای می برند! آری بازگوی مواردی از این قبیل بسیار فراوان و جالب اینجاست همه نیز مشغول خدمت و حفظ و ترویج این فرهنگ می باشند!

اما موارد و اتفاقاتی اینچنین چه واکنشی را به دنبال داشته است؟ عده ای نگران آینده و سرنوشت رزمندگان و سرانجام فرهنگ جهاد و شهادت و ایثارگری در آن روزهای خوب می شوند. نگران از بازخواست چرایی جنگ توسط فرزند از پدر (فیلم به نام پدر). نگران از فراموشی فرهنگ جنگ و جهاد. نگران از تبدیل رزمنده عارف به مجید سوزوکی لات (اخراجی ها 2)، نگران از ادعای تأثیر جنگاوری و ظلم ستیزی رزمندگان از فیلم های وسترن آمریکایی و ایتالیایی تا رهین دم الهام بخش روح خدا و متاثر از فضای انقلابی خمینی کبیر  و به هیجان آمده از ندا و مداحی شور انگیز افراد مخلصی مانند حاج صادق آهنگران (+) عده ای نیز همراه مسیر شده اوضاع را بر وفق مراد می بینند! خود و رفتارشان را بر حق و هر صدای غیر خود را انحراف و غیر خودی می دانند!. عده ای از همراه شدگان این مسیر نیز فارغ از همه ی موارد با استفاده از برخی رانت های موجود مشغول فعالیت های اقتصادی ومالی اند! عده ای نیز در دغدغه ی معیشت و کار و گذران زندگی اند، «رزمندگان دیروز و ملتمسین امروزند» چشم به تحول و روی کار آمدن متولی جدیدی دارند تا در وضعیت نا مطلوب زندگی و گرفتاری های مالی آنان معجزه ای پدید آید!.

راستی مهمترین دغدغه ی بازماندگان دوران دفاع مقدس چیست؟


یکشنبه 12 مهر ماه سال 1388

 

اظهارات اخیر آقای کلهر که افاضه فرمودند: 

 

ظلم ستیزی این جوانان متاثر از فیلم های وسترن امریکایی و ایتالیایی است 

  

نمی دانم چرا هیچ انعکاسی در رسانه ها نیافته و واکنشی از سوی کسانی که خود را مدافع سینه چاک ارزش های انقلاب و جنگ می دانند صورت نگرفته است. 

 رسانه های اصول گرا و ارزشی در سکوت خبری کامل از کنار این اظهارت عبور کردنند. 

نهادهای متولی ارزشها همچون سپاه و بنیاد حفظ آثار و ارزشها انکار به مرخصی تعطیلات رفته اند. 

 

کجایند انصار حزب اله و آقا سعیدها  

 

شاید چون خودی است مستحق چشم پوشی است. 

 

در این حال و هوا بودم که به شعری از شاعر گرامی قزوه برخورد کردم  حداقل تسلی خاطر غمگین ما 

 

 سلام بر همه الا به انقلاب فروش

تمام تیمچه ها پر شد از نقاب فروش

زمانه ای ست که حلاج شد طناب فروش

شهیدتر ز شهیدان بی کفن ، شاعر

غریب تر ز نویسنده ها، کتاب فروش

الا شما که به ییلاق خورد و خواب شدید

هماره اجر شما باد با کباب فروش

حراج عشق ببین در دکان سمساران

قمار عقل نگر در سرای قاب فروش

خروس ها همه چون مرغ کرچ خوابیدند

حکیمکان زمان اند قرص خواب فروش

نمانده  حجب و حیایی،  همین مان کم بود

همین که فاحشه ی شهر شد حجاب فروش

مده زمام دل خود به دست پیر هوی

مرو به کوی هوس پیشه ی خراب فروش

پی کدام عقوبت گناهکار شدیم

سیاه نامه تر از واعظ ثواب فروش

دریغ نغمه ی آرامشی به ما نرسید

که مطربان همه تلخ اند و اضطراب فروش

من از قبیله ی عباس های تشنه لبم

تو از تبار همین گزمگان آب فروش

بگو بلند شود موج غیرت دریا

چنان که باز شود مشت هر حباب فروش

زمانه ای ست که گل پوست می کنند اینجا

خوشا به ذوق تماشاگر گلاب فروش

سلام بر همه الا  به۱ قلب مغلوبان

سلام بر همه الا به انقلاب فروش

شما که خون دل خلق را پیاله شدید

شرور شهر شمایید یا شراب فروش؟

                     مهرماه ۱۳۸۸ - دهلی نو

۱- (سلام بر همه الا بر سلام فروش) از روانشاد طاهره صفارزاده

یکشنبه 12 مهر ماه سال 1388

 

گر مرد رهی میان خون باید رفت

از پا فتاده سر نگون باید رفت

تو پای به راه درنه و هیچ مپرس

خودراه بگویدت که چون باید رفت 

 

 

یک روزسخن از پرداخت پول درازای درصد به جانبازان وخارج شدن آنها از لیست بنیاد مستضعفان وجانبازان میکنند ودگر روز آنان را زیاده خواه و منفعت طلب میخوانند وروزی دیگر لایحه ادغام بنیاد شهید وامور ایثارگران وکمیته امداد و بهزیستی را مطرح و یک روز رشادت واز خودگذشتگی نسلی که تاریخ را انگشت به دهان نمود حاصل دیدن فیلمهای وسترن امریکایی و.......ایتالیایی میدانند

سال ( 57 13) اکثریت مردمی که از عملکرد شاه و اطرافیانش به ستوه آمده بودند در تظاهرات و راهپیمایی های گستردۀ با رهبری حضرت امام خمینی رضوان الله تعالی علیه ستونهای ظلم و تبعیض کاخ ستم شاهی را ویران کردند و به حکومت ننگین خاندان پهلوی پایان دادند.

در این میان عده ای شهید و برخی مجروح و زندانی گردیدند،                                           

ملت همه آمده بودند تا دست در دست هم نهند و پایه های نظام شاهنشاهی را فرو ریزند .

        در جنگ هشت ساله اکثریت قریب به اتفاق نوجوانان وجوانان به جبهه رفتند تا سگی راکه زنجیر پاره کرده و به سرزمین ایران اسلامی یورش آورده تا به خیال خام خود این لقمۀ چرب و نرم را ظرف یک هفته ببلعد به بند کشند .                                                                                               

 او غافل از آن بود که ایران سرزمین مردان و زنان شیر دلی  است که به هیچ متجاوزی در طول تاریخ رخصت تهاجم به خاکش را نداده و نمیدهد.

اگر در گذر زمان گاهی دروازه ای به روی مهاجم گشوده اند به دلیل ظلم و تبعیضی بوده که از طرف فرمانروایان خودشان در حق آنان اعمال گشته.

دشمن تا دندان مسلح  با خفت و خواری از خاک ایران بیرون رانده شد و حمایت ابر زورگویان با سلاحهای گوناگون و دلارهای آمریکایی حاصل از فروش نفت کشورهای عربی هم نتوانست او را از ورطه سقوط به باتلاقی که خود بنایش را گذاشته بود نجات بخشد.

مردان و زنانی که در طول انقلاب و جنگ تحمیلی و در گیریهای داخلی به درجۀ رفیع شهادت نائل آمدند بدون آنکه درصدی برای آنان از طرف کمسیونهای مختلف تعیین شود رفتند تا نزد خالقشان روزی بخورند و خوشا به احوالشان که نیستند تا ببینند با همرزمانشان چگونه رفتار میشود.  

یک روزسخن از پرداخت پول درازای درصد به جانبازان وخارج شدن آنها از لیست بنیاد مستضعفان و جانبازان میکنند و دگر روز آنان را زیاده خواه و منفعت طلب میخوانند و روزی دیگر لایحه ادغام بنیاد شهید و امور ایثارگران و کمیته امداد و بهزیستی را مطرح و یک روز رشادت و از خودگذشتگی نسلی که تاریخ را انگشت به دهان نمود حاصل دیدن فیلمهای وسترن امریکایی و.......ایتالیایی میدانند و روز دیگر برای دو لیتر بنزین آنها را رسوای خاص و عام میکنند.مگر نه اینکه همه در تظاهرات و جنگ شرکت کردند تا به پیروزی برسند؟

پس این قضیه کمسیونهای بی در و پیکر چیست؟این درصد های سفارش شده چیست؟ آیا بهتر نیست مسئولین این بساط ویران کننده را جمع کنند؟ و اگر مجروحی از انقلاب و جنگ باقیمانده به فکر مداوای جسم و روح آنان باشند یا آنان را به امان خدا رها کنند تابیش از این رسوای خاص وعام نگردند؟ آیا زمان آن نرسیده که دولتمردان و کرسی نشینان چاره ای بیندیشند تا هر روز شاهد ظلم و ستمی که برپیکر و روح مجروحان انقلاب و جنگ میرود نباشیم؟ به خدا سوگند که اگر امروز چاره ای نیندیشید فردا خیلی دیر است.   

                                                                                            

 محمد حسن غلامعلیان:

یکشنبه 12 مهر ماه سال 1388

 

 

 

 

به گزارش واصله مسابقات بسکتبال با ویلچر جانبازان نخاعی با حضور جانبازان نخاعی سراسر کشور از تاریخ 17/7 88 تا 22/7/88 توسط اداره  تربیت بدنی معاونت فرهنگی بنیاد شهید و امور ایثارگران در مشهد مقدس برگزار می شود.

یکشنبه 12 مهر ماه سال 1388

بگزارش سایت انجمن نخاعی ایرانیان 

 

با پیگیری های مستمری انجمن جانبازان نخاعی ایرانیان و معاونت تعاون بنیاد شهید و امور ایثارگران کارت های سهمیه سوخت جانبازان آماده تحویل است  

 

برای خواندن اصل خبر اینجا کلیک کنید 

 

چهارشنبه 8 مهر ماه سال 1388

اظهارات مشاور فرهنگی رئیس جمهور در حول و حوش هفته دفاع مقدس : 

  

 ظلم ستیزی این جوانان متاثر از فیلم های وسترن امریکایی و ایتالیایی است 

  

  

مهدی کلهر در بخشی از صحبتهایش با ایرنا گفتند:  

مشاور رسانه ای رییس جمهور در خصوص ضرورت پرداختن به مسائل فرهنگی، گفت: مهندس بیژن زنگنه بعد از ادغام دو وزارت فرهنگ و هنر و ارشاد اسلامی، معاون فرهنگی وزارت جدید شد و در یک سخنرانی اعلام کرد که جوانانی که ما تربیت کردیم هم اکنون در جبهه ها می جنگند؛ من دو سال و نیم پست های معاونت فرهنگی، هنری و سینمایی را تجربه کرده بودم بعد از سخنرانی به وی گفتم این جوانان تربیت شده فرهنگ اسلامی شما نیستند، ظلم ستیزی این جوانان متاثر از فیلم های وسترن امریکایی و ایتالیایی است. 25 سال بعد جوان هایی را که با فرهنگ شما تربیت می شوند، خواهیم دید

 

سخنان مشاور محترم فرهنگی رئیس جمهور با خبرگزاری جمهوری اسلامی از امروز صبح تا به حال مرا به فکر برده و بر دغدغه ها و نگرانی هایم از آینده و سرنوشت رزمندگان و سرانجام فرهنگ جهاد و شهادت و ایثارگری آن روزهای خوب افزوده است  

آینده کسانی که دیروز در دفاعی نابرابر با تمام وجود خود از آب و خاک و ناموس این مملکت با تکیه بر ارزشهای انقلابی و اسلامی که امام رحل در روح و جانشان با الهام از عاشورای حسینی زنده کرده بود  

و امروز مورد بازخواست حبیبه های  این نسل- اشاره به فیلم به نام پدر حاتمی کیا -  قرار گرفته که چرا جنگیده و به جای آنان تصمیم گرفته است.  

 

چرا نگران میراث فرهنگی جبهه و جهاد نباشم فرهنگی که به بدلیل ندانم کاری ها و اهمال متصدیان فرهنگی سابق و اسبق جامعه به فرهنگ غالب در جامعه بدل نشد که هیچ تنها به شکل خرده فرهنگی در آمد که خاطراتش در ذهن رزمندگان مانده است. 

 

چرا نگران نباشم این سخنان کسی که درمقام مشاور عالیترین مقام اجرایی کشور - ریاست جمهوری - این چنین هویت و ماهیت همین خرده فرهنگ باقی مانده در آرشیو خاک خورده مجاهدین فراموش شده امروز را مورد تردید و تهدید قرار داده است.   

 

چرا نگران نباشم  فیلم هایی که از دفاع مقدس ساخته می شود قهرمانان فیلم  از رزمنده عارف  در فیلم دیده بان به مجید سوزوکی لات در اخراجی ها می رسند 

 

راستی حدیث نفس کنید آیا واقعا در جبهه های جنگ متاثر از فیلم های وسترن آمریکایی و ایتالیایی بودیم یا رهین دم الهام بخش روح خدا و متاثر از فضای انقلابی خمینی کبیر  و به هیجان آمده از ندای و مداحی شور انگیز   افراد مخلصی مانند حاج صادق آهنگران  

 

براستی چند نفر از رزمندگان آنروز فیلم وسترن دیده بودنند و شخصیت هایی مانند جان وین ششلول کش را می شناختند.  

 

 

 

شاید جبهه ای که آقای کلهر در آن بودند فیلم وسترن به نمایش می گذاشتن و الگوی رزمندگانش ششلول کشانی همچون   جان وین بودند.  

 

 

خدایا آخر و عاقبت ما را ختم به خیر کند   

   

 

تکمله بحث 

 

چند سال پیش مقاله ای می خواندم در باب ؛«فرهنگ  شبه نظامی آمریکایی و بازسازی جنگ ویتنام»  

 

American Paramilitary Culture and the Reconstitution of the Vietnam War 

  

نویسنده این مقاله از  تاثیر صنعت فیلم سازی آمریکا بر نیروهای نظامی آمریکا در ویتنام سخن گفته است. تاثیر انکار ناپذیری که قهرمانان این فیلم بر روحیه و انگیزه های نیروهای متجاوز آمریکایی داشتند. 

 

در بخشی از مقال به برخی از خصوصیات قهرمانان فیلم های وسترنی اشاره می کند که شاید برای درک عمیق تر سخنان مشاور محترم رئیس جمهور مفید باشد 

 

- قهرمانان ابتدایی فیلم های آمریکایی اخلاقا برای نابودی سرخ پوستان وحشی آمریکایی  محق شمرده می شدند 

-فیلم های آمریکایی همیشه طرف آمریکایی را اخلاقا شایسته پیروزی نشان می دادند 

- نیروهای آمریکایی تقریبا همیشه جنگ را می بردند  

- نیروهای آمریکایی با هم رابطه خوب و متساوی داشتند  

- فیلم های جنگی آدمهای خوب و آدمهای بد البته کم تقصیر را نشان می دهند و جنگ جنگی پاک و بی نقص توصیف میشود 

- جنگ خطرناک نمایانده نمی شود 

- جنگ فرآینده بلوغ جوانان و محل رسیدن به مردانگی معرفی می شود 

 - جنگجوی حرفه ای وسترن به خانه برنمی گردد ولی سربازان آرزوی بازگشت به خانه را دارند 

 

 در همین رابطه ببینید: 

 

آقای کلهر! چند روز جبهه تشریف داشتید؟! 

 

"وقتم را برای حرفهای کلهر تلف نمی کنم" 

 

پدرداماداحمدی‌نژاد:کلهر2سیلی به‌من‌‌بدهکاره  

 

مشاور رئیس جمهور باید محاکمه شود


شکایت 100 رزمنده و جانباز دفاع مقدس از کلهر


کلهر: نگفته ام رزمندگان متأثر از فیلم های وسترن بودند



این مطلب در دیگر سایت ها


سایت آینده


فاش نیوز


سایت شفاف


چهارشنبه 8 مهر ماه سال 1388

وبلاگ روزهای جانبازی



یکی از دانشمندان غربی می گوید هر جا مردی را دیدید که در زندگیش موفق است، بگردید اطراف او حتما زن موفقی را خواهید یافت.



این باور، در مورد همسران جانبازان کاملا صدق می کند. مطمئن باشید اگر این پروانگان صمیم(پروانگان صمیم واژه ای است که بنیاد، همسران جانباز را با این نام خطاب می کند) نبودند، که گرد شمع وجود جانبازان بگردند، ونیازهای آنان را مرتفع کنند، هرگز جانبازان زندگی عادی و آرامی نداشتند. یک همسر جانباز هم پرستار است، هم کلیه ی کارهای منزل بر عهده ی اوست.

من معتقدم اینها را باید جانباز وایثارگر واقعی نامید، چون اینها وضعیت جسمی وروحی جانبازها را دیده اند، وبا آگاهی کامل از مشکلات روحی وجسمی جانباز و با چشمانی باز، زندگی با او را انتخاب کرده اند.


برای خواندن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید


<<    5      6      7      8      9      10      11      12      13      14    >>