روزنوشت های جانبازی

روزگار شاهزاده GEM TV روزگار شاهزاده GEM TV
و ۱۰۰ عنوان  سریال کره ای دیگر
تحویل 1 روزه تضمینی سفارشات تهران
چت روم
چت روم نق نق برای تمامی دخترها
و پسرهای ایرانی با امکانات متنوع
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 20 اسفند ماه سال 1388


جانباز قاسم اویسی - تلفن زنگ زد. خانم محترمی از روابط عمومی بنیاد شهید بود.  از من خواست در برنامه ای که در هتل استقلال تهران در تاریخ 16 اسفند انجام می شود شرکت کنم. گفتم برنامه چیست؟ گفتند دیداری است با یک معلول و یلچری که معاون  رئیس جمهوراست.

شما ساعت 10 صبح در مقابل درب اصلی هتل آماده باشید و به محض رسیدن با این دو شماره تماس بگیرید تا شما را همراهی کنند. من هم پذیرفتم ساعت 9و55 دقیقه در محل مورد نظر حاضر شدم. هر چه تلفن زدم موفق نشدم با افراد مورد نظر تماس بگیرم. کمی ناامید شدم. تا اینکه یکی از شماره ها جواب داد. گفتند ساعت برنامه 10 و 30 دقیقه است. منتظر ماندم تا با من تماس گرفتند و بعد از مدتی وارد لابی هتل شدیم. چند تن از دیگر جانباز هم حضور داشتند.



بعد از مدتی معاون محترم رئیس جهمور اکوادور به جمع ما پیوست. چیزی که برای من جالب بود ایشان خودش نیز روی ویلچیر بود. هر کدام از ما ضمن معرفی خودمان در خصوص وضعیت جانبازی و مسائل دیگری  صحبت کردیم. مترجم نیز که جوانی با هوش و مسلط در کارش بود حرف ها را رد و بدل می کرد.جانبازان شرکت کننده هر کدام واقعا" در زمینه ای نخبه بودند. یکی صاحب نمایشگاه  و دارای مدال های متعدد جهانی در زمینه هنری بود، دیگری نقاش ماهر با دهان که البومی از کارهای خود را نیز به همراه آورده بود و به چندین زبان خارجی نیز از جمله زبان اسپانیایی مسلط بود. چیزی که برای معاون رئیس جمهور بسیار جذاب می نمود و از او سوال کرد چگونه با این زبان اشنا شده است؟


به هر حال هر یک از جانبازان به حق ، مناسب حضور در این برنامه بودند به جز خود من که انتخاب من هم تنها به اعتبار طرحی بود که در ارتباط با جانبازان انجام داده بودم. بعد از صحبت های  ما معاون رئیس جمهور مسائلی را مطرح کرد. از اهداف سفرش به ایران، از دیدارش با رئیس جمهور آقای احمدی نژاد و مسائل هسته ای و اینکه برنامه هسته ای صلح آمیز حق ایران است. ازهمکاری اقتصادی ایران با اکوادور در زمینه نفتی و آبی گفت. می گفت کشور ما از پر آبی رنج می برد و کشور شما از کم آبی که دو کشور باید در این زمینه اقداماتی را انجام دهند. به شوخی یکی از بچه ها گفت ما به شما نقت می دهیم و شما به ما آب بدهید که ایشان گفت دنبال چنین برنامه ای هستیم!

ویژگی های جغرافیایی، جمعیتی، سیاسی و اقتصادی کشورش  را برای ما بخوبی ترسیم کرد. اینکه داروین نظریه مکتب تکاملی خود را با حضور در  اکوادور و در جنگل های آمازون با مطالعه روی انواع پرندگان و حیوانات طرح کرد! اینکه هنوز در اکوادر اقوامی منزوی از جامعه زندگی می کنند و حتی بدون هیچ پوششی در مناطقی از کشور ما زندگی می کنند و مایل نیستند به شیوه مدرن زندگی کنند و دولت اکوادور هم به شیوه زندگی آنان احترام می گذارد و حضور نژاد های مختلف در این کشور از جمله مطالبی بود که ایشان در خصوص کشورش مطرح کرد.

در انتها هم ایشان از وضعیت جسمی و اینکه از وضعیت جسمانی خود مدت ها در رنج بودم اما بعدها این واقعیت را پذیرفتم و و فهمیدم که جسم انسان در تکامل انسان عامل اصلی نیست، این روح انسان است که تعیین کننده است. در این جا بود که تصمیم خود را گرفتم و با تلاش و همت خود توانستم نظر مردم کشورم را به خود جلب کرده و برای دومین بار به عنوان معاون رئیس جمهوری اکوادور انتخاب شوم و تمام تلاش خودم را در راه کمک به افراد ناتوان از نظر جسمی بکار گیرم  و یکی از اهداف دیدار من از ایران هم تعامل با افراد آسیب دیده از جنگ است، دیداری که می تواند در همکاری دوجانبه در این زمینه به ما کمک کند.

یکشنبه 16 اسفند ماه سال 1388


مسابقه ویلچررانی جانبازان بمناسبت سالروز صدور فرمان حضرت امام برای تاسیس بنیاد شهید


یادواره شهدا


شنبه 22 اسفندماه از ضلع غربی حرم حضرت امام (ابتدای عوارضی اتوبان قم)



در سالگرد فرمان حضرت امام (ره) برای تأسیس بنیاد شهید انقلاب اسلامی، مسابقه بزرگ ویلچر رانی ویژه جانبازان صبح روز شنبه 22 اسفند ماه هم زمان با سالگرد صدور این فرمان مبارک در حرم مطهر حضرت امام خمینی(ره) برگزار می شود.



"مصطفی پرکره"  که خود از جانبازان 70 درصد قطع نخاعی است با اشاره به برگزاری این مسابقه در دو کلاس جانبازان قطع نخاع و جانبازان قطع عضو اضافه کرد: ثبت نام از شرکت کنندگان رأس ساعت 9/30صبح روز مسابقه در محل ضلع غربی حرم مطهر (ابتدای عوارضی تهران- قم) انجام می شود و سپس مسابقه ا زهمان محل به مقصد درب ورودی شبستان حرم آغاز خواهد شد.

مسئول برگزاری مسابقه بزرگ ویژه جانبازان افزود: این برنامه فرهنگی – ورزشی با حمایت و پشتیبانی بنیاد شهید منطقه 14 تهران و با حضور جمعی ا زمدیران بنیاد شهید و امور ایثارگران و مسئولان کشوری  و شهری برگزار می شود.

پرکره در پایان گفت: به نفرات برتر هر دو کلاس قطع نخاع و قطع عضو جوایز نفیسی اهدا خواهد شد.

یکشنبه 16 اسفند ماه سال 1388


خبرگزاری فارس: همسر یک جانباز 70 درصد گفت: خیلی وقت‌ها وقتی به تنهایی ویلچر همسرم را از پله‌ها بالا می‌برم، مردم فقط نگاه‌ می‌کنند؛ وضعیت شهر هم به گونه‌ای نیست که همسرم به راحتی با ویلچر در شهر تردد کند به همین خاطر هم معمولاً جای خالی او در گردش‌های خانوادگی خالی است



در شهر ما بار سختی‌ها و مشکلات یک جانباز ویلچری اول به دوش خودش و بعد بر دوش همسر اوست.


برای دیدن ادامه مطلب اینجا را کلیک کنید
یکشنبه 16 اسفند ماه سال 1388

فاش نیوز- زمزمه هایی به گوش می رسد که بنیاد پذیرفته است این مجلس، مجلس واقعی ایثارگران نیست و باید انتخاب اعضای آن را به انتخابات فراگیر جامعه ایثارگری واگذارد.

اخبار غیر رسمی منتشر شده درپایان اجلاس پنجم مجلس ایثارگران حکایت ا زآن را دارد که بنیاد شهید ا زنظر اولیه خود درباره  جایگاه مجلس فعلی عدول کرده و پذیرفته است که این مجلس نباید و نمی تواند به عنوان منتخبین جامعه ایثارگری تصمیم بگیرد.

جهت گیری جدید بنیاد وقتی ملموس تر می شود که به خروجی رسمی نتایج و مصوبات اجلاس پنجم مجلس موسوم به ایثارگران توجه شود؛ مصوباتی که به وضوح از دوگانگی در تصمیم ها حکایت می کند؛ از یک سواین مجلس به سیاق اجلاس های پیشین خود مصوباتی در زمینه های گوناگون امور ایثارگران از جمله طرح تشکیل صندوق ایثارگران، امکان استفاده از اماکن ورزشی برای خانواده ایثارگران و امثال آن دارد، و از دیگر سو در بیانیه رسمی هیات رییسه ازدولت تقاضا می شود هرچه سریع تر نسبت به تصویب اساسنامه مجلس اقدام کند که بایداین تقاضا را در جهت تسریع در تمهید و تدارک مقدمات برگزاری انتخابات تفسیر و تلقی کرد.

اگر چه انتظار جامعه ایثارگری از مجلس فعلی موسم به ایثارگران این بود که صریح تر و شفاف تر از آن چه در رسانه ها مطرح شد درباره جایگاه موقتی خود و تأکید بر انجام انتخابات موضع گیری کند، لیکن همین مقدار را باید به فال نیک گرفت و منتظر گام های بعدی برای اصلاح هر چه بیشتر مسیر حرکت مجلس به سمت اقدامات تأسیسی ماند.

ا زگوشه و کنار خبر می رسد برخی اعضای محترم مجلس موسوم به ایثارگران از تغییر موضع بنیاد ناراحت و دلخورند و معتقدند بنیاد نباید به علامت سئوال بزرگی که از سوی ایثارگران جلوی اعتبار و جایگاه مجلس فعلی قرار گرفته است مهر تأیید بزند. اما باید به این برادران عزیز یاد آور شد که بارکج هیچ گاه به مقصد نمی رسد و اکنون که مسئولان محترم بنیاد متوجه بنای ناصحیح این تشکیلات شده اند باید از آن استقبال کرد.

فراموش نکنیم ایده مجلس ایثارگران از جمله مطالبات دیرینه و برزمین مانده جامعه شریف ایثارگری بوده و هست و نباید با تصمیمات یک سویه دولتی و غیر مشارکت جویانه، این ایده مترقی و مفید به حال ایثارگران عزیز را به مذبح کشاند.

به عنوان اولین اقدام دراین حرکت اصلاحی پیشنهاد می شود متن اساسنامه پیشنهادی به دولت منتشر شود تا جامعه ایثارگری درجریان جزئیات برنامه ای که برای آینده مجلس ایثارگران درنظرگرفته شده است قراربگیرد.



در همین رابطه


تصریح زریبافان بر"مجلس مؤسسان"بودن مجلس موسوم به مجلس ایثارگران


پنجشنبه 13 اسفند ماه سال 1388


یا من اسمه دواء و ذکره شفاء


شنیده ایم برادر جانباز حسین صفری بدلیل وخامت حالشان در بیمارستان بستری شده اند 


برای شفای این جانباز عزیز دست به دعا برداریم و امن یجیب بخوانیم




برادر جانباز حاج حسین صفری جانبازی که با وجود داشتن جراحت های متعدد و جانبازی از ناحیه چشم، پا و دست ها با تمام وجود پیگیر حل مشکلات جامعه ایثارگری بود و در احقاق حقوق از دست رفته این قشر از جامعه از هیچ کوششی دریغ نمی داشت و از این لحاظ حق بزرگی بر گردن جانبازان و ایثارگران دارد.




یارب به نسل طاهر اولاد فاطمه
یارب به خون پاک شهیدان کربلا
یارب به صدق سینه‌ی پیران راستگوی
یارب به آب دیده‌ی مردان آشنا
دلهای خسته را به کرم مرهمی فرست
ای نام اعظمت در گنجینه‌ی شفا

سعدی 
 
 
چهارشنبه 12 اسفند ماه سال 1388

 زاد روز ولادت خاتم نبوت و امام ششمین امام جعفر صادق مبارکباد. 

 

 

 

 

 

 ستاره ای بدرخشید وماه مجلس شد 

دل رمیده ما رمیده ما را انیس و مونس شد 

چهارشنبه 12 اسفند ماه سال 1388

 

سوالات و ابهاماتی در باره مجلس ایثارگران  

 

متأسفانه مجلس ایثارگری هم در مرحله انعقاد و هم در ادامه فعالیت از ابتدایی ترین ضروریات یک حرکت اجتماعی نظام مند و اقناع کننده جامعه هدف بدور افتاده است. از این رو در سالروز تأسیس این مجلس و جلسه سالانه آن ، سئوالات و ابهامات اساسی برای اکثر قریب به اتفاق جانبازان و ایثارگران باقی است که از برادران و خواهران عضو این مجلس انتظار می رود پاسخ شفاف و قانع کننده ای به همرزمان خود ارائه کنند

 

 

شکل گیری مجالسی شبیه مجلس ایثارگران و جلب مشارکت و تعاون هر چه بیشتر گروه های اجتماعی در رتق و فتق مشکلات خودشان از امور مبارک و میمون است. در صورت تحقق واقعی مشارکت همه یا لااقل اکثر جامعه ایثارگری و شکل گیری و تداوم آن می تواند منشاء خیرات فراوانی هم برای مدیریت های مربوط و هم خود اعضاء آن گروه قرار گیرد.
اما متأسفانه مجلس ایثارگری هم در مرحله انعقاد و هم در ادامه فعالیت از ابتدایی ترین ضروریات یک حرکت اجتماعی نظام مند و اقناع کننده جامعه هدف بدور افتاده است. از این رو در سالروز تأسیس این مجلس و جلسه سالانه آن ، سئوالات و ابهامات اساسی برای اکثر قریب به اتفاق جانبازان و ایثارگران باقی است که از برادران و خواهران عضو این مجلس انتظار می رود  پاسخ شفاف و قانع کننده ای به همرزمان خود ارائه کنند.
1. این نهاد چگونه مجلسی است که نه تنها غالب ایثارگران در انتخاب اعضاء نقشی نداشته اند، بلکه حتی از تشکیل آن هم بی خبرند و طراحان و مسئولان آن همچنان چراغ خاموش به پیش می روند.
2. براستی  هدف از تشکیل مجلس چیست؟ پیش بدنبال جلب رضایت چه کسانی هستید. ایثارگران یا؟1؟1
گروه های جانبازی و آحاد جامعه ایثارگری تنها راه برون رفت از این وضع نابسامان و ناکارآمد مجلس ایثارگرآن را تعیین سازوکار و برنامه انتخابات فراگیر ایثارگری در سراسر کشورو تعیین زمان مشخص برای آن می دانند.
لذا انتظار می رود اعضاء محترم این مجلس تنها بعنوان مجلس مؤسسان در اولین جلس? سالانه با عمل به این وظیفه خطیر خود بیش از این موجبات نارضایتی جامعه ایثارگری را فراهم ننماید. 

 


رئیس هیأت مدیره انجمن جانبازان نخاعی
محمود غیاثی

سه شنبه 11 اسفند ماه سال 1388

فردا سالگرد تشکیل دستوری تشکیلاتی بنام مجلس مشورتی ایثارگری است. مجلسی که رئیس آن را منتخب جامعه ایثارگری می داند البته انتخابی که اثر و نشانی از آن ندیدیم


در این رابطه در زمان برگزاری اولین نشست این مجلس مطلبی را با عنوان "مجلس شورای ایثارگران از فرمایش تا فرسایش" نوشتم.


اکنون در سالگرد تشکیل این مجلس بجاست یک بازنگری در عملکرد و جایگاه آن نزد افکار عمومی جامعه ایثارگری بشود تا معلوم گردد این مجلس ساختگی تا چه میزان در افکار عمومی ایثارگران از مشروعیت و مقبولیت برخوردار است.


مجلس مشورتی ایثارگری ایده خوبی بود که شهید شد


از سالها پیش در جمع برو بچه های ایثارگر و جانباز این ضرورت مطرح می شد که برای اصلاح وضعیت ایثارگران لازم است خود آنان در فرآیند تصمیم گیری ها دخیل باشد.


برای اجرایی شدن این نیاز و ضرورت، ایده ها و طرحهای مختلفی مطرح می شد و بعضا فعالیت هایی نیز صورت گرفته بود.


یکی از ایده های مطرح شده ایده تشکیل مجلس ایثارگری بود.


مجلسی که منتخب واقعی ایثارگران باشد و قدرت واقعی قانونگذاری در حیطه ایثارگری - یا ارائه پیشنهاد به مجلس شورای اسلامی - و نظارت بر عملکرد مسئولین بنیاد را داشته باشد


مجلسی که بعنوان نمایندگان واقعی ایثارگران ، مطالبات و خواسته های جامعه ایثارگری را تجمیع و تحدید کرده و تصویب و اجرایی شدن آنها را پیگیری کند.


اما تشکیل شتابزده و انتصابی مجلس مشورتی  در دوران ریاست دکتر دهقان این سوء ظن را ایجاد کرد این مجلس بیش از آنکه مجلسی کارآمد برای حل معضلات جامعه ایثارگری باشد مجلسی تبلیغی و شعاری است.


حال که در سالگرد اجلاسیه مجلس ایثارگری قرار داریم بسیار بجاست اعضای محترم این مجلس با بازنگری در عملکرد خود پیش از هر چیزی باید در پی کسب مشروعیت درافکار عمومی جامعه ایثارگریی باشد.


امیدوارم مسئولین امر بجای انجام حرکات لوکس و نمایشی - با هزینه های گزاف- بطور واقعی در پی در افکندن ایده ها و طرحهای عملی ممکن و مفید برای حل معضلات انباشته شده جامعه ایثارگری باشند.

سه شنبه 11 اسفند ماه سال 1388

«آنها ما را فراموش کرده اند»
 
یادداشت زیبای زیر از دوست گرامی ما آقای محمد حسن غلامعلیان:



به مختصر سخنان دراز می گویم!          گله نکن آنچه هست درپرده راز می گویم !


جامعه ایثارگری اگر میخواهد زنده باشد و تبدیل به آثار باستانی و میراث فرهنگی نشود باید خودش همت کند


سلام برقامت رعنای انقلاب اسلامی که لباس ولایت برتن دارد وبه هیچ کجا وابسته نیست، سلام بردلیران ایران عزیز که پوزه دشمن را در مقاطع مختلف برزمین مالیدند وراه زاهدان شب وشیران شب وروز را چه زیبا پیمودند، سلام می کنم به تک تک همسنگرانم گه گذشت زمان، مویشان را سپید و درد و رنج، چهره شان را در هم کرده، عزیزان من روزهای پایانی زمستان است وسالی دیگر با بهاری دل انگیز در راه است. بیائید و بیائیم باور کنیم که رفتن و آمدن بالا نشینها  نه تنها دنیای ما را خراب میکند بلکه قیامتمان را بر باد میدهد. جامعه ایثارگری اگر میخواهد زنده باشد و تبدیل به آثار باستانی و میراث فرهنگی نشود باید خودش همت کند . نهضت عاشورا را هر سال تکرار میکنیم تا بلا یی که بر سر واقعه غدیر خم آمد بر سر عاشورای حسین (ع) نیاید. 



امروز پرسش این است :  چند سایت و وبلاگ وروزی نامه درد دلهای شما را آن طور که هست درج می کنند؟
چند دولتمرد و مسئول فرصت  میکنند تا دل نوشته های شما را بخوانند ؟
اگر گوش شنوایی بود ،اگر همت والایی بود، اگر ذره ای انصاف بود امروز پس از گذشت 21 سال از پایان دفاع مقدس نیازی نبود که بنده کمترین و تو رزمنده بهترین لب به شکوه و شکایت باز کنیم و از کمی ها و کاستی ها و بی اعتنایی ها و ............ گله کنیم .
شاید روزی که نباشیم باشند کسانی که حماسه هشت سال دفاع مقدس را گرامی بدارند و ار من و تو یادی جانانه بکنند . آن روز دیگر دغدغه مجلسیان و دولتمردان و مسئولین نظام نه در صد و حقوق جانبازی است ، نه پلاک معلولیت ، نه دولیتر بنزین دولتی، نه وام مسکن شش میلیون تومانیست ، نه واردات خودرو  چهل میلیون
تومانی، نه طرح لایحه جامع خدمات ایثارگریست، نه شعار اقتصادی نه توسعه سیاسی نه برنامه فرهنگی نه دعوت به مناظره و نه مسائل دیگر که حتی فکر کردن به آن مصرف داروی مجروحان را بالا ببرد .


فراموش نکنیم که یک عده شدند اصحاب صحنه و یک عده شدند اصحاب سفره .......
                                                                                                                   
                                                                                 

یکشنبه 9 اسفند ماه سال 1388

مطلب ذیل از وبلاگ دوست جانباز عزیزم  رمضانعلی کاوسی وبلاگ روزهای جانبازی برداشتم


اگر چه با تاخیر اما به خواندنش می ارزد


برخورد اول ساعت 10 صبح:

 روی موتور سه چرخ کنار خیابان برای خرید میوه پارک کرده بودم.میوه فروش مشغول توزین میوه ها بود. راننده ی یک ماشین پشت سر من، بوق! بوق! یعنی که من بروم جلو که او بتواند از پارک خارج شود. جلوی من یک پراید پارک بود و من نمی توانستم جلوتر بروم. از طرفی نمی توانستم پیاده شوم و برای او توضیح دهم برای خریدن میوه منتظر میوه فروش هستم. او هم داخل خودرو نشسته بود و باز هم بوق! و با داد و بیداد و اشاره می کرد که من بروم جلو. اعصابم خرد شده بود، با خود گفتم حالا که این قدر نمی فهمد که من هم برای انجام کاری اینجا پارک کرده ام و فعلا نمی توانم از پارک خارج شوم بگذار این قدر بوق بزند که خسته شود.

آقای راننده با چند بار عقب و جلو دادن ماشین، خودش را از پارک خارج کرد، روبروی من ایستاد و با ژست طلبکارانه ای با پرخاشگری گفت: این مصیبت را ببر کنار بگذار مردم به کارشان برسند! و حرفهای بی ادبانه ی دیگر... ( دقت کنید، موتور من شده بود مصیبت و او شده بود مردم!). صبر نکرد جوابش را بدهم و رفت...اما دلم شکست. با خودم گفتم خدایا چرا نگاه یک انسان به همنوع خودش باید به این طریق باشد؟ آیا بدلیل اینکه من از لحاظ  فیزیکی محدودیت دارم از نظر آن آقای محترم! شهروند درجه دو محسوب می شوم؟ باید کنار بروم تا او رد شود؟ اگر من سالم بودم آیا این فرد می توانست این جور به من جسارت کند؟

من خیلی دیر عصبانی می شوم اگر آن شخص محترم آمده بود و بازبان خوش به من گفته بود فلانی یک جوری موتور خود را عقب و جلو کنید که من رد شوم بهتر نبود؟ آیا این دل شکستن ها هنر است؟ مگر ما ادعای مسلمانی نمی کنیم؟ مگر ما معتقد نیستیم هدف از بعثت رسول گرامی اسلام پیاده کردن اخلاق نیک و اتمام آن در جامعه بود؟ مگر رهبر عزیز اسلام نفرمود: انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق

برخورد دوم ساعت 5/10 صبح:

نیم ساعت بعد، در مغازه ی نانوایی منتظر رسیدن نوبتم برای خرید نان بودم. آقایی هم که برای خرید نان آمده بود به من سلام کرد، با اینکه از من بزرگتر بود و مرا شرمنده کرد. (هنوز افکارم مشغول برخورد ناشایست آن راننده ی خودرو بود). پیشانیم را بوسید و چند بار پشت سر هم گفت: خدا حق شما جانبازان را بر ما حلال کند. باز هم شرمنده شدم و به ایشان گفتم من بر حسب وظیفه و برای دفاع از دین و میهنم جانباز شده ام و هیچ حقی و هیچ طلبی از مردم در وجودم احساس نمی کنم. او خودش را برادر شهید معرفی کرد و گفت  جنازه ی برادر مرا چند سال بعد ا ز جنگ، که شامل پلاک و چند تا تکه استخوان بود آوردند؛ ولی او یکبار شهید شد و در جوار حضرت حق جا گرفت و باعث افتخار خانواده ی ما شد. ولی شما جانبازان هر روز زجر می کشید و بر گردن ما حق دارید و ما مدیون شماییم.

بلافاصله صحبت های این شهروند را، با صحبت های شهروند نیم ساعت پیش مقایسه کردم. با خود گفتم شاید خداوند با شکستن دل من توسط آن شهروند بی ادب، این انسان با معرفت را سر راه من گذاشت، تا به من بگوید: بنده من غمگین مباش. من هیچگاه بندگان خود را تنها نمی گذارم. و جمله ی آخر اینکه، زخم زبان آن راننده حالا حالاها از ذهن من پاک نمی شود و دلجویی و محبت آن انسان بزرگوار هم. ویکتور هوگو می گوید:ایمان داشته باش که کوچکترین محبتها از ضعیف ترین حافظه ها پاک نمیشود

پی نوشت :

شاید بعضی از کاربران محترم با خود بگویند حالا مگر چه اتفاقی افتاده، چند تا بوق پشت سرت زده اند؟ تمام شد و رفت. ولی باور کنید افرادی مثل من که دارای محدودیت فیزیکی و حرکتی هستند، طبیعی است، که افراد زود رنجی  باشیم. دوستان جانباز و معلول این جمله ی آخر مرا کاملا درک می کنند.« به دریا رفته می داند مصیب های طوفان را ». در هر حال خواستم درد دلی کرده باشم تا سبک شوم. ان شاا.. باعث تکدر خاطر دوستان بزرگوار نشده باشم. یاعلی.

   1      2      3      4      5      6      7      8      9      10    >>